الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

46

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

چيزهايى هستند كه با انسان به نحوى مقارنت يا اتحاد دارند و در اثر اين مقارنت و اتحاد ذهن مجازا احكام آنها را به انسان نسبت مىدهد . در فلسفه براى جلوگيرى از خلط و اشتباههائى كه از اين‌گونه مجازهاى عقلى ناشى مىشود از قيد حيثيت يا قيد جهت يا قيد بما هو استفاده مىكنند و مىگويند : « انسان از آن حيث كه كميت دارد قابل اندازه‌گيرى است ؛ انسان از آن حيث كه جسم دارد شاغل مكان است ؛ انسان از آن جهت كه كيفيت دارد گرم است ؛ انسان از آن جهت كه انسان است قدرت تفكر دارد ؛ انسان از آن حيث كه موجود است حادث است » . پس در حقيقت ، نقش اين قيد ؛ اين است كه نشان مىدهد در قضيّهء اوّل موضوع حقيقى انسان نيست ، بلكه كميت است ؛ در قضيهء دوم موضوع حقيقى جسم است در قضيهء سوم كيفيت است و در قضيهء پنجم موجود ولى در قضيهء چهارم موضوع حقيقى خود انسان است . با آشنائى با اين اصطلاح ، مىگوئيم : « محمولات فلسفى محمولاتى هستند كه بر اشيا حمل مىشوند از آن جهت كه موجودند ؛ همهء احكام موجود بما هو موجود احكام فلسفىاند » ، زيرا موضوع حقيقى اين احكام موجود است و هيچ محمولى از موضوع حقيقى خود انفكاك‌پذير نيست . به عبارت ديگر ، معناى اينكه حكمى بر اشيا بار شود از آن جهت كه موجودند اين است كه موجود به خودى خود و بدون هيچ قيدى موضوع اين حكم است ؛ موضوع حقيقى اين حكم خود موجوديت موجود است ، نه انسانيت يا كميت يا كيفيت آن يا غيره و اگر اين حكم بر اينها نيز حمل مىشود از آن جهت است كه موجودند . همچنين واضح است كه هيچ حكمى از موضوع حقيقى خود انفكاكپذير نيست ؛ اگر مىبينيم احكامى از موضوعات خود انفكاكپذيرند ، به اين علت است كه آن موضوع موضوع حقيقى نيست ، مجازى است . در هرحال ، مقصود از اينكه در تعريف عوارض ذاتيه گفتيم : « ذات موضوع » يا « موضوع به خودى خود » جز اين نيست كه موضوع موضوع حقيقى حكم باشد . پس در قضايايى كه فوقا مثال زديم ، مىتوان گفت قدرت تفكر عرض ذاتى انسان است ؛ قابليت اندازه‌گيرى ، بزرگترى ، كوچكترى و مساوات عرض ذاتى كميت‌اند ، زيرا كميت از آن جهت كه كميت است واجد اين محمولات است نه از جهتى ديگر ، نيز حدوث ، وحدت ، معلوليت و امكان از عوارض ذاتيهء موجودند . اكنون به اصل مطلب برگرديم . مدعا اين است كه همهء معقولات ثانيهء فلسفى از عوارض ذاتيهء موجودند ؛ اين محمولات بر اشيا حمل مىشوند از آن جهت كه موجودند ؛ به تعبير ديگر ،